فرهنگستان زبان و ادب
تأمین مالی
{finance} [اقتصاد] فراهم آوردن منابع مالی براساس شرایط موردتوافق متقاضی
تأمین مالی
{finance} [اقتصاد] فراهم آوردن منابع مالی براساس شرایط موردتوافق متقاضی
فراهم آوردن منابع مالی براساس شرایط موردتوافق متقاضی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از کارشناسان و دانشگاهیان استفاده از روباتها در نبردهای نظامی، بهویژه روباتهایی با درجهای از خودمختاری را مورد تردید قرار دادهاند. نیروی دریایی ایالات متحده گزارشی را تأمین مالی کرد که نشان میدهد با پیچیدهتر شدن روباتهای نظامی، ما باید توجه بیشتری به پیامدهای توانایی آنها در تصمیمگیری مستقل داشته باشیم. رئيس انجمن پيشبرد هوش مصنوعی دستور بررسی اين موضوع را داده است.
💡 هدف این استاندارد، تجویز نحوه عمل حسابداری مخارج تأمین مالی است. براساس این استاندارد، مخارج تأمین مالی عموماً بلافاصله به عنوان هزینه دوره شناسایی میشود، به استثنای مواردی که این مخارج به حساب دارایی واجد شرایط منظور میگردد.
💡 پس از چندی او توانست با بنیاد فورد برای تأمین مالی مشاوران اقتصادی به توافق برسد و اعضای علمی دفتر اقتصادی با نظر پروفسور میسون از دانشگاه هاروارد انتخاب و در سازمان برنامه مشغول به کار شدند. این عده که به گروه مشاوران هاروارد موسوم شدند به همراه اقتصاددانان ایرانی که ابتهاج آنها را گرد آورده بود تدوین برنامه عمرانی سوم آغاز کردند.