لغت نامه دهخدا
ازاحیف. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَزحاف. جج ِ زَحف. تغییرات ارکان بحور شعر. ( غیاث اللغات ).
ازاحیف. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَزحاف. جج ِ زَحف. تغییرات ارکان بحور شعر. ( غیاث اللغات ).
( اَ ) [ ع. ] (مص. اِ. ) ۱ - ج. زحاف و ازحاف، دور شدن از اصل. ۲ - تغییرهایی که در ارکان بحورِ شعر داده می شود.
= زحاف
دراصطلاح عروض: تغییرات ارکان بحورشعر، تغییراتی که درارکان بحورشعرداده شودمانندخبل و خبن
( مصدر اسم ) ۱ - جمع زحاف و ازحاف جمع الجمع زحف. دور شدن از اصل و فرو افتادن تیر از نشانه. ۲ - تغییرها و دگرگونیهایی را گویند که آوردن آنها را در اصول بحرها روا میدانند مث تبدیل ( مفاعیلن ) به ( مفاعیل ) و ( مفاعلن ).
زحاف و ازحاف، دور شدن از اصل.
تغییرهایی که در ارکان بحورِ شعر داده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زحاف، به معنی دور شدن از اصل؛ در اصطلاح علم عروض تغییرات سهگانه (حذف، افزودن یا تبدیل کمّیت) هجاها، در ارکان اصلی و سالم هشتگانه (مفاعیلن، فاعلاتن، مستفعلن، فعولن، فاعلن، متفاعلن، مفاعلتن و مفعولاتُ) بحور عروضی است که موجب استخراج و گسترش اوزان متعدد میشود. جمع زحاف، زحافات یا ازاحیف است. وزن تغییریافته را مزاحف گویند. (در عروض سنتی بجای هجاها، معیار تغییرات (زحاف) حروف و حرکاتِ پایههای عروضی است)