بیبر
لغت نامه دهخدا
بی بر. [ بی ب َ ] ( ص مرکب ) بی ثمر. بی بار. رجوع به بر شود. || ( اِ مرکب ) سپستان. ( از الفاظ الادویه ). گیاهی است که از آن ترشی اندازند. ( یادداشت بخط مؤلف ). فلفل سبز ( لهجه قزوین ).
فرهنگ عمید
ویژگی چیزی که میوه نمی دهد، بی میوه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی ثمر بی میوه بدون حاصل: درخت بی بر.
فرهنگستان زبان و ادب
{acarpous, acarpic} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی گیاهی که نازا است
ویکی واژه
ویژگی گیاهی که نازا است.
جمله سازی با بیبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ماه مه سال ۱۸۸۰، فرانسیسکو خارنیو، معمار مسئول وزارت توسعه، طراحی یک پایه را راهاندازی کرد که در آن کار با پشتیبانی بیبر همراه بود. این پایه از گرانیت، برنز و سنگ ساخته شد. این مجموعه بهطور رسمی در سال ۱۸۸۵ افتتاح شد.
💡 در سال ۱۸۷۷، مجسمهساز مادریدی، ریکاردو بیبر در طول سال سوم بازنشستگی خود در آکادمی هنرهای زیبا اسپانیایی در رم مجسمهای از گچ به نام فرشتهٔ سقوطکرده، ساخت.
💡 بسیاری وی را با جاستین بیبر مقایسه میکنند ولی وی در پاسخ گفته است که سبک و کار خودش را دارد و این مقایسه به علت جوان بودن و اجرای سبک پاپ توسط آنها طبیعی است.
💡 واقعه ابلسیتن: در ذی القعده ۶۷۵ در دوران ملک الظاهر که فرمانده جنگ بیبرس بود مسلمین پیروز شدند.
💡 آیلیش در آخرین قسمت از مستند جاستین بیبر: فصلها حضور داشته و احساسات خود را اینگونه توصیف میکند که به جاستین، بیشتر از هرکس دیگری اهمیت میدهد و همیشه نسبت به او و کارهایش هیجان دارد حتی اگر او مدفوع خود را به فروش بگذارد.