بی ید

لغت نامه دهخدا

بی ید. [ ی َدْ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ید ) بی دست. که دست ندارد. || بی قدرت. رجوع به ید شود.

فرهنگ فارسی

بی دست ٠ که دست ندارد ٠ یا بی قدرت ٠

جمله سازی با بی ید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاعران بزم سخن آراستند این کلیمان بی ید بیضاستند

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز