دگش
لغت نامه دهخدا
دگش. [ دَ گ ِ ] ( ترکی، اِ ) تعویض: آلش دگش؛ گرفت و داد، به معنی تاخت و پاخت و عوض بدل کردن. || عمل جنسی و فعل بدی که دو مرد یا جوان نوبلوغ متقابلاً با یکدیگر کنند. ( از فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ معین
(دَ گِ ) [ تر. ] (اِ. ) عوض کردن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) عوض کردن
ویکی واژه
عوض کردن.
جمله سازی با دگش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر طرف چیتهای از بندگشایی، که شود مرگ را سلسله جنبان و بلا را توفان
💡 هر گه به راه بادگشائی گره ز زلف گویا که روح از تن عطار می کشی
💡 ایزدگشسب در شورش بر هرمز و خسرو همپیمان شد و پس از کشته شدن بهرام، مشاور گردیه گردید.
💡 آسیبشناسان، علت مرگ را از راه معاینهٔ پس از مرگ یا کالبدگشایی تعیین میکنند. مرگهایی که علت نامعلومی داشته باشند و مواردی که غیرطبیعی تلقی شوند بررسی میشوند.
💡 عنقاییام از شهرت خودگشت فزون تر آخر پیگمنامی من نقش نگین شد
💡 فتد چون عقده مشکل، ناخن تدبیر خود گردد غم دیرینه خواهدگشت آخر، غمگسار دل