تاخت زدن

مترادف‌ها

تاختن، شتاب رفتن

متضادها

آرام رفتن، کند رفتن

لغت نامه دهخدا

تاخت زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مبادله کردن جنسی با جنسی. عوض کردن و تبدیل کردن. بدل کردن. عوض کردن چیزی را با چیزی، و بیشتر در کتاب متداول است.کتابی را با کتابی معاوضه کردن. مبادله کردن کتابها: یک جلد قاموس را با جوهری تاخت زدن و سرانه اش را گرفتن.

فرهنگ معین

(زَ دَ ) (مص م. ) مبادله کردن چیزی با چیز دیگر.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- تاختن ۲- مبادله کردن جنسی با جنسی عوض کردن چیزی باچیزی ( و بیشتر در کتاب مستعمل است )

فرهنگستان زبان و ادب

{switch} [ورزش] در بسکتبال، حرکتی که در آن دو مدافع بازیکنان مهاجمی را که تحت پوشش دارند با هم عوض می کنند

ویکی واژه

مبادله کردن چیزی با چیز دیگر.

جمله سازی با تاخت زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از خوانندگان حاضر نبودند بپذیرند که تاخت زدن در چنین موقعیتی به سود شرکت‌کننده است. پس از این که این مسئله در پرید مطرح شد ۱۰۰۰۰ خواننده که ۱۰۰۰ نفرشان دارای مدرک پی‌اچ‌دی بودند به مجله نامه نوشتند و اظهار کردند که پاسخ ووس ساونت صحیح نیست. حتی با وجود ارائهٔ توضیحات، شبیه‌سازی موقعیت و اثبات‌های ریاضی، بسیاری با این جواب متقاعد نشدند. اندرو واسونی، توضیح می‌دهد که پل اردوش، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان تاریخ، تا زمانی که شبیه‌سازی کامپیوتری‌ای را مشاهده نمود که این نتیجه را تأیید می‌کرد؛ متقاعد نشد.

💡 اسب‌های سربازان با سرعت بسیار زیادی در دشت‌های وسیع و پهناور شروع به تاخت زدن کردند تا به دشمن نزدیک شوند.

💡 هنگام فرار از دست شکارچیان بسیار بی‌رحم، گوزن‌ها با تمام توان خود در میان جنگل‌های انبوه شروع به تاخت زدن کردند.

💡 کودکان در میدان بازی با هیجان بسیار زیاد، شروع به تاخت زدن با اسب‌های اسباب‌بازی خود در اطراف هم‌سالانشان کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران