دوشیز
مترادفها
باکره، دختر، جوان
متضادها
زن متاهل
ویکی واژه
اشتقاق یافته از کلمه دوش و معنی باستانی آن یعنی بیافتید. دوشیز به دو بخش دوش - ایز قابل تجزیه است و مفهوم از بخش دوم آن رد یا اثر بجا مانده از کسی یا جانوری.
جمله سازی با دوشیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیست یک مرد که او مرد بود با کایین که کند صحبت این دختر دوشیزه طلب
💡 زاویه عذرا (زاویةالعذرا، به معنی گوشهٔ دوشیزه) یا اتا دوشیزه یک ستاره است که در صورت فلکی دوشیزه قرار دارد.
💡 آمد سماع زیور دوشیزگان غیب بیرقص و حال چو کر عنین چه ماندهای
💡 دوشیزگان باغ مگر آگهند ازین کامروز شاه را شده در گلستان مقام
💡 از تاک به خم و زخم در شیشه از آن در جام دوشیزهٔ صهبا را مامی دو سه میباید
💡 آن یکی دوشیزگان سر وحدت را ز رخ برگرفته در حضور بالغان ستر خفا
💡 آن دوشیز زیبا با لبخندی ملایم و چشمانی که از شادی میدرخشیدند، وارد سالن برگزاری مراسم جشن ازدواج شد و توجه همه مهمانان را به خود جلب کرد.
💡 در داستانهای قدیمی و افسانههای محلی، همیشه از دوشیزهای پاکدامن و باوقار یاد میشود که در میان مردم دهکده مورد احترام و ستایش همگان بود.
💡 آن دوشیزه با دقت بسیار زیادی مشغول مطالعه کتابهای کهن در کتابخانه بزرگ شهر بود و ساعتها در دنیای تخیل و داستانهای تاریخی غرق میشد.