حاصلخیز

لغت نامه دهخدا

حاصل خیز. [ ص ِ ] ( نف مرکب ) بَرْوَر. برومند: زمینی حاصل خیز.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) بارور، برومند.

فرهنگ عمید

زمینی که قابلیت به بار آوردن محصول بسیار را دارد.

فرهنگ فارسی

زمینی که حاصل زیادبدهد
( صفت ) حاصل دهنده بارور برومند زمین حاصلخیز.

ویکی واژه

fertile
بارور، برومند.

جمله سازی با حاصلخیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گستره عراق ۴۳۷٬۰۷۲ کیلومتر مربع (۵۸ام) است. بیشتر سرزمین عراق، پست و هموار و گرمسیری است. غرب عراق کویر است و شرق آن جلگه‌های حاصلخیز؛ ولی بخشی از کردستان عراق (شمال شرق عراق) کوهستانی و سردسیر می‌باشد. همچنین عراق یکی از بزرگ‌ترین کشورهای دارای منابع نفت می‌باشد. این کشور دارای ۱۴۳ میلیارد بشکه ذخایر تاییدشدهٔ نفتی می‌باشد.

💡 در این استان ۷۲ "ملت اولیه کانادا ساکن هستند. کلاً علت جذب افراد به این منطقه در گذشته خاک حاصلخیز این استان بود. امروزه، اقتصاد روبه رشد مدرنِ این استان عامل جذب مهاجران به ساسکاچوان است.

💡 بیابان وسیع قزل‌قوم که بخش بزرگی از آن نیز در قزاقستان قرار دارد زمین‌های پست شمال ازبکستان را دربر گرفته‌است. حاصلخیزترین بخش ازبکستان دره فَرغانه است، یعنی مساحتی در حدود ۲۱ هزار و ۴۴۰ کیلومتر مربع، که درست در شرق قزل‌قوم واقع شده و از سوی شمال، جنوب، و شرق کوه‌ها آن را محصور کرده‌اند. انتهای غربی دره فرغانه به رود سیردریا محدود می‌شود.

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
نفح یعنی چه؟
نفح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز