جدا کردن به معنای تفکیک یا انزوا از یکدیگر است که میتواند در زمینههای مختلفی از جمله روابط انسانی، اجتماعی، و حتی طبیعی به کار رود. این فرآیند میتواند به دلایل متعددی از جمله تفاوتهای فرهنگی، اعتقادی یا رفتاری اتفاق بیفتد. جدا کردن ممکن است به صورت آگاهانه و یا ناآگاهانه انجام شود و میتواند تأثیرات عمیق و گستردهای بر روی افراد و جوامع بگذارد. از نظر اجتماعی، جدا کردن میتواند به شکل جدایی در گروههای اجتماعی و یا خانوادهها نمایان شود. این نوع جدایی ممکن است به احساس تنهایی و انزوا منجر شود و بر روی سلامت روانی افراد تأثیر منفی بگذارد. در عرصههای فرهنگی، عدم درک متقابل و تفاوت در ارزشها میتواند به ایجاد فاصله و جدایی میان گروهها و اقوام مختلف منجر شود. در نهایت، جدا کردن نه تنها میتواند مانع از ایجاد ارتباطات موثر و سازنده شود، بلکه میتواند به بروز تنشها و درگیریهای اجتماعی نیز منجر گردد. بنابراین، اهمیت توجه به این موضوع و تلاش برای کاهش جداییها و ایجاد همبستگی بیشتر در جوامع ضروری است.
جدا کردن
لغت نامه دهخدا
جدا کردن. [ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تفریق نمودن. مفروق کردن. از هم سوا کردن. علیحده کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- منفصل کردن سوا کردن. ۲- دور کردن. ۳- تمیز دادن.
جمله سازی با جدا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صف شکن عباس را در پای نهر علقمه هر دو دست از کین، جدا کردند از پیکر، دریغ
💡 مرا نتوان به تیغ از درد بی درمان جدا کردن که از هر بند خود با درد پیوندی جدا دارم