لغت نامه دهخدا
توافق کردن. [ ت َ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موافقت کردن. سازواری کردن. اتفاق کردن در رای. موافق شدن.
توافق کردن. [ ت َ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موافقت کردن. سازواری کردن. اتفاق کردن در رای. موافق شدن.
موافقت کردن. سازورای کردن اتفاق کردن در رای.
concordare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جنبش هنگامی بوجود آمد که رهبر حزب نازی آمریکا، جورج لینکلن راکول، به انگلستان سفر کرد و با رئیس جنبش سوسیالیست ملی کولین جردن ملاقات کرد. در این دیدار هر دو توافق کردند که در جهت ایجاد ارتباط بینالمللی جنبشکهای نئونازی تلاش کنند. این توافق منجر به بیانیه کوتسولد ۱۹۶۲ شد، که توسط نئونازیهای ایالات متحده، انگلستان، فرانسه (ساویتری دیوی)، آلمان غربی (برونو لودکه)، اتریش و بلژیک امضا شد.
💡 راه حل دوکشوری مبنای پیمان اسلو در سال ۱۹۹۳ بود. در آن زمان اسرائیلیها و فلسطینیان (دولت اسرائیل و ساف) توافق کردند تا ۵ سال دیگر به توافق نهایی رسیده و دولت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه تشکیل شود اما با وجود گذشت سالها از رسیدن به توافق نهایی بازماندهاند و اختلافات اصلی آنها به مسائلی چون تعیین مرزها، وضعیت اورشلیم (بیتالمقدس)، بازگشت آوارگان و مسائل امنیتی برمیگردد.
💡 این پشتیبانی از نظر جغرافیایی و نژادی بهطور قابل ملاحظه ای یکسان بود، هم از ساحل به ساحل و هم از زبان فرانسه و انگلیسی. احزاب سیاسی توافق کردند که ناتو چیز خوبی است و کمونیسم چیز بدی است، ارتباط نزدیک با اروپا مطلوب است و مشترک المنافع تجسم گذشتهای باشکوه است.
💡 پس از مذاکرات و تهدیدهای ضمنی نوئل مگوایر، آنها توافق کردند که با رقابت در انتخابات، باعث تقسیم آرای ملیگرایان نشوند و ساندز به عنوان نامزد ضد اچ-بلاک در مقابل هری وست (نامزد حزب اتحادگرای اولستر) معرفی شد. پس از یک کارزار تبلیغاتی پراهمیت، انتخابات در ۹ آوریل برگزار شد و ساندز با ۳۰۴۹۲ رأی در مقابل ۲۹٬۰۴۶ رأی رقیبش، به عنوان نمایندهٔ مجلس عوام بریتانیا انتخاب شد.