ترشا

فرهنگ معین

(تُ ) (ص فا. ) سوزشی که بر اثر ترشح اسید معده در مری و ناحیة سینه احساس می شود.

فرهنگ عمید

حالتی در معده که به واسطۀ زیاد شدن ترشحات اسیدی در اثر پرخوری یا علت دیگر پیدا می شود و انسان در پشت جناغ سینه احساس سوزش و ترش شدگی می کند و گاه مواد اسیدی از معده به مری برمی گردد، بدی گوارش.

ویکی واژه

سوزشی که بر اثر ترشح اسید معده در مری و ناحیة سینه احساس می‌شود.

جمله سازی با ترشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دالیا فریا را گرفت و تهدید کرد اگر استر جلودار او شود، دیگر بچه‌هایش را نیز خواهد برد، استر تسلیم شد و به دروغ به همسرش گفت که دخترشان بر اثر طاعون مرده است و بدن او را برای جلوگیری از انتشار بیماری سوزانده‌اند.

💡 تولز به‌همراه همسرش مگی، پسرشان استوکلی[ت] و دخترشان اسمه[ث] در پارک گرامرسی واقع در منهتن، نیویورک زندگی می‌کند. تولز یک مجموعه‌دار هنرهای زیبا و عتیقه‌جات نیز هست.

💡 خلیلی در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصه‌های مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان دارد که بیشترشان در داخل و خارج از افغانستان به چاپ رسیده‌است.

💡 با ترشانش ترشم با شکرانش شکرم روی من او پشت من او پشت طرب خارم از او

💡 در ته خاک به یک بسترشان جا کردند تا به هم شاد بخسبند و به هم برخیزند

💡 سلفی با سیط الاهل بنت خلوانی ازدواج کرد. دخترشان خدیجه (متوفی ۱۲۲۶) با دانشمند ابوالحرام مکی بن عبدالرحمن الطربلسی، پسرش، ابوالقاسم عبدالرحمن (متولد ۱۱۷۴)، نیز از علمای مهم اسکندریه شد.