ترسیم
مترادفها
کشیدن، طراحی، نقشهکشی
متضادها
محو کردن، پاک کردن
لغت نامه دهخدا
ترسیم. [ ت َ ] ( ع اِ ) ملازمان تمغادار، یا عام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
ترسیم. [ ت َ ] ( ع مص ) جامه بخط کردن. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). جامه را مخطط کردن. ( آنندراج ). مبالغه رَسْم. ( زوزنی ). || نشانه کردن و نیک نوشتن. ( آنندراج ). نشان گذاشتن و نقش کردن. ( فرهنگ نظام ). || گماشتن ناقه را چنانکه بر زمین اثری بگذارد. ( از اقرب الموارد ). || گماشتن ترسیم را، لغت مغربی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || خطوط خفیه کشیدن. ( از متن اللغة ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - نشان گذاشتن. ۲ - رسم کردن.
فرهنگ عمید
رسم کردن، کشیدن.
فرهنگ فارسی
رسم کردن، نشان گذاشتن، خطکشیدن برچیزی
۱- مصدر ) نشان گذاشتن. ۲- خط کشیدن بر چیزی. ۳- رسم کردن نگاشتن ترسیم مثلث ترسیم نقشه.جمع: ترسیمات.
ویکی واژه
نشان گذاشتن.
رسم کردن.
جمله سازی با ترسیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۸۹۳ به دنبال حل مشکل سنکرون سازی کامل از نظریهٔ ماری آلفرد در کورنو استفاده کرد و شرایطی را بدست آورد که در آن منحنی ترسیم شده توسط دستگاهی با سرعت بالا تغییرات حقیقی پدیدههای فیزیکی مورد مطالعه را دنبال میکرد.
💡 سودمندی در رابطه با ساختار اتم میدهد، منظور از نارسا بودن این است که شکلهای الکترونها به صورت ناقص ترسیم شده میباشد در حالی که امروزه میدانیم
💡 «چیزهایی وجود دارد که میتوانم تصور کنم و میتوانم ترسیم کنم. چیزهایی وجود دارد که میتوانم تصور کنم اما نمیتوانم آنها را ترسیم کنم. اما آیا میتوانم چیزی را ترسیم کنم که تصور نمیکنم.»
💡 إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا ما میترسیم از خداوند خویش یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً (۱۰) در روزی ترش صعب سخت.
💡 هنگامی که جنازه ی مردگان را همی آورند، همی ترسیم و زمانیکه میگذرد، فراموش می کنیم.
💡 در زمان رضا شاه پهلوی شیر با چهرهٔ واقعیتری ترسیم میشد و دیگر خورشید به صورت زنانه ترسیم نمیگردید.