لغت نامه دهخدا
بوژ. ( اِ ) گرانی و سنگینی تب و حرارت باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
بوژ. [ ب َ ] ( اِ ) گرداب. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مجمع الفرس ) ( فرهنگ فارسی معین ).
بوژ. ( اِ ) گرانی و سنگینی تب و حرارت باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
بوژ. [ ب َ ] ( اِ ) گرداب. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مجمع الفرس ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( اِ. ) ۱ - گرداب. ۲ - سنگینی حال و تب و حرارت بدن.
گرداب.
( اسم ) گرداب.
گرداب.
سنگینی حال و تب و حرارت بدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکساندر ماتکوبوژیک (اوکراینی: Олександр Іванович Маткобожик؛ زادهٔ ۳ ژانویهٔ ۱۹۹۸) بازیکن فوتبال اهل اوکراین است.
💡 شیخ ابوذر بوزجانی بوژگانی در قرن چهارم هـ. ق زندگی میکردهاست. وی عالم به علوم ریاضی و تصوف بوده و قبر سمت چپ متعلق به همسر شیخ ابوذر بوژگانی که معاریف و نیکان زمان خود بوده و در جوار حضرتش مدفون شدهاست.
💡 این آرامگاه، در شهر تاریخی بوژگان و به فاصله ۱۸ کیلومتری شرق شهر تربتجام واقع شدهاست. نمای بیرونی آرامگاه آجری است و سقف آن نیز به صورت ضربی با خشت خام و به شکل نیمه استوانه ای بر روی دیوارهای جانبی استوار است.
💡 استفان بوژکوف (بلغاری: Стефан Божилов Стефанов؛ ۲۰ سپتامبر ۱۹۲۳ – ۱ فوریهٔ ۲۰۱۴) بازیکن و مربی فوتبال اهل بلغارستان بود.
💡 آرمگاه ابوذر بوزجانی محل دفن شیخ ابوذر بوزجانی در شهر تاریخی بوژگان واقع شدهاست.
💡 ابوالوفا محمد بن محمد بن یحیی بن اسماعیل بن عباس بوزجانی (زادهٔ ۳۲۸ قمری، بوژگان – درگذشتهٔ ۳۸۸ قمری، بغداد) ریاضیدان و منجم ایرانی قرن دهم میلادی در دوران طلایی اسلام و عضو دارالحکمه بودهاست.