بوبه

لغت نامه دهخدا

بوبه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) آرزومندی و آرزو باشد و بعربی تمنی گویند. ( برهان ). به این معنی، مصحف بویه است. ( حاشیه برهان چ معین ). آرزو و آرزومندی و تمنا. ( ناظم الاطباء ). || هدهد و شانه سر. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). هدهد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بِ ) ( اِ. ) هدهد.

فرهنگ عمید

= هدهد

فرهنگ فارسی

( اسم ) هدهد

ویکی واژه

هدهد.

جمله سازی با بوبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امینی پس از چندی با همکاری شادی صدر، محبوبه عباسقلی‌زاده، سهیلا وحدتی و صنم دولتشاهی کمپین قانون بی‌سنگسار را بنا نهادند.

💡 محبوبه احدیار قصد داشت با حجاب کامل در پکن حضور یابد. با توجه به سابقه این ورزشکار احتمال می‌رود، او بتواند با تنها یک دقیقه اختلاف از مدال‌آوران دوی ۱۵۰۰ متر المپیک به خط پایان برسد.

💡 و قیل العصف التبن. سمّی بذلک لان الریاح تعصفه بشدة هبوبها، ای تطیره و منه الریح العاصف و الریحان هو الرزق.

💡 مان پس از بازنشستگی خود، مدیر ورزشی چند رکابزن موفق از جمله لویزون بوبه و ریمون پولیدو در تیم مرسیه بود. او را یکی از بهترین مدیران ورزشی دوچرخه‌سواری می‌دانند.

💡 وزیر ارشد کنونی جامو و کشمیر، محبوبه مفتی این رویداد را «سیاه‌ترین روز دموکراسی در هند» نامید. او احساس کرد که پارلمان هند همه چیز را از مردم جامو و کشمیر دور کرده‌است.

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز