حائز
مترادفها
دارای، دارنده، صاحب، مالک
متضادها
فاقد، بدون
لغت نامه دهخدا
حائز. [ ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حیازت و حوز. جامع: لیکون للمزید من فضل اﷲ حائزاً و من الثواب بالقدح المعلی فائزاً. ( تاریخ بیهقی، نامه خلیفه القائم بامراﷲ ).
فرهنگ عمید
جامع، دارا، دربردارنده.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - گرد آورنده فراهم آورنده جامع. ۲ - در بر دارنده دارا: (( این موضوع حایز اهمیت است. ) ) جمع: حایزین حایزین اکثریت.
نعت فاعلی از حیازت
جمله سازی با حائز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در زمینه بهداشت و سلامت در مدارس، نقش وظایف مربی بهداشت بسیار حائز اهمیت است. مربی بهداشت مدارس مسئول ارائه راهنماییها و آموزشهای بهداشتی به دانشآموزان و کادر آموزشی است.
💡 کیفیت آب در بتن از آن جهت حائز اهمیت است که ناخالصیهای موجود در آن ممکن است در گیرش سیمان اثر گذاشته و اختلالاتی به وجود آورند. همچنین آب نامناسب ممکن است روی مقاومت بتن اثر نامطلوب گذاشته و سبب بروز لکههایی در سطح بتن و حتی زنگ زدن آرماتور بشود.