«جیفه» واژهای عربی است و در لغت به معنای جسد مرده، لاشه یا جسد حیوان بهکار میرود. این کلمه معمولاً برای لاشه حیوانات یا انسانهایی که مرده و فاسد شدهاند استفاده میشود. در متون دینی و فقهی، «جیفه» به گوشت حیوان مرده یا ناشایست برای خوردن نیز اشاره دارد. برخی منابع آن را مترادف با لاشه، مردار یا جسد پوسیده دانستهاند. واژه «جیفه» در متون عربی کلاسیک برای توصیف مردار حیوانات وحشی یا حیوانات قربانی نشده بهکار میرفته است. کاربرد آن در ادبیات عربی، فقه، پزشکی و زیستشناسی قدیمی دیده میشود. این واژه اغلب با بار معنایی ناروا و منفی همراه است، زیرا اشاره به لاشه یا چیزی ناپاک دارد. بنابراین «جیفه» یعنی لاشه، مردار یا جسد حیوان یا انسان مرده و فاسد که معمولاً بار معنایی منفی دارد.
جیفه
لغت نامه دهخدا
جیفه. [ ف َ / ف ِ ] ( از ع، اِ ) لاش. لاشه. لش.مردار بوگرفته. ( منتهی الارب ). جثه گنده. ( از اقرب الموارد ). ج، جیَف، اجیاف. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): در وقت انتصاف روز به تیغ انتصاف قریب پنجهزار جفیه کفار... ( ترجمه تاریخ یمینی ).
بر سر آن جیفه گروهی نظار
بر صفت کرکس مردارخوار.نظامی.- جیفه دنیا؛ مال و منال دنیا: الدنیا جیفة و طالبها کلاب.
کاین جهان جیفه ست و مردار رخیص
بر چنین مردار چون باشم حریص ؟مولوی.- جیفه گاه؛ جای جیفه، کنایه از دنیا:
خود عهد خسروان را جز عدل چیست حاصل
زین جیفه گاه جافی زین مغسرای مغبر.خاقانی.- جیفه نهاد؛ مردارخواره. که درون از مردار آگنده دارد:
همای کش تر از این کرکسان جیفه نهاد
ندیده ام که ز عنقا کنند طعمه عقاب.خاقانی.
فرهنگ معین
(جِ فِ ) [ ع. ] (اِ. ) مردار، لاشه. هرچیز پست و ناپایدار.
فرهنگ عمید
جسد مرده که بو گرفته و گندیده شده باشد، لاشه، مردار.
فرهنگ فارسی
لاشه، مردار، جسدمرده که بوگرفته وگندیده شده باشد
( اسم ) ۱- مردار مردار بو گرفته. ۲- هر چیز پست ناپایدار. جمع: جیف.
ویکی واژه
مردار، لاشه. هرچیز پست و ناپایدار.
جمله سازی با جیفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیرد صبا ز هر چه بر او بگذرد نصیب از جیفه گند گیرد و بوی خوش از عبیر
💡 پی یکحبه با سگ در جوالم که دنیا جیفه ای شد مستحیله
💡 غو غو سگی مکن تو درین دار الفناء این جیفه حرامست سگی را به سگ رسان
💡 وزین کلبهٔ جیفه مرگت رهاند که مرگست سرمایهٔ زندگانی
💡 به نعش عالم جیفه نماز برکردیم به فرق گنبد فرتوت خاک بفشاندیم