لغت نامه دهخدا
جولا. ( ص، اِ ) نساج. بافنده. حائک. جولاهه. جولاه. رجوع به جولاه و جولاهه شود.
جولا. ( ص، اِ ) نساج. بافنده. حائک. جولاهه. جولاه. رجوع به جولاه و جولاهه شود.
=جولاه
۱- ( صفت ) بافنده نساج. ۲- ( اسم ) عنکبوت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریشه نخل امید اهل دل، چون گردباد بر سر خاک است جولانش، ولی در خاک نیست
💡 الگاجولا ۱٫۷۲ کیلومترمربع مساحت و ۲۹۶ نفر جمعیت دارد و ۱۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 این بلندیها هماکنون در اشغال اسرائیل قرار دارد و در برخی کشورها از آن با عنوان جولان اشغالی یاد میشود.
💡 نشینم چون فغانی روز جولان بر سر راهت که هرجا پای بردارد سمندت رو نهم آنجا
💡 قهر خود را در لباس لطف جولان می دهی پرده از آب گهر بر روی دریا می کشی