جوری

یکی از معانی «جوری» به شکل صفت است و به مفهوم توافق، هماهنگی و هم‌آهنگی است، یعنی چیزی که با شرایط یا چیزهای دیگر همخوانی دارد و هماهنگ است. در این کاربرد، این واژه مقابل «ناجوری» به کار می‌رود، که به معنی ناسازگار، ناهماهنگ یا متضاد با محیط یا چیزهای دیگر است. از این رو وقتی گفته می‌شود چیزی جوری است، یعنی شکل، رنگ، مزه یا حالت آن با سایر اجزا یا شرایط مطابقت دارد و حس تعادل و تناسب ایجاد می‌کند.

کاربرد دوم کلمه صفت نسبی است و به چیزی گفته می‌شود که به شهر جُور تعلق دارد، شهری که در گذشته در نواحی فارس شناخته شده بود. برای مثال گلاب جوری به معنای گلابی است که از این شهر یا منطقه تهیه شده و کیفیت یا ویژگی خاص آن با مکانش مرتبط است. این کاربرد نشان می‌دهد که این کلمه علاوه بر مفهوم هماهنگی، به نسبت مکان یا منشا چیزی نیز اشاره دارد و می‌تواند صفت نسبی باشد.

لغت نامه دهخدا

جوری. ( حامص ) توافق وهم آهنگی. مقابل ناجوری. رجوع به جور و ناجور شود.
جوری. ( اِخ ) دهی از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه. این ده در دره واقع شده و کوهستانی است. سکنه آن 423 تن است. آب از چشمه سارها. محصول عمده آنجا غلات.شغل اهالی زراعت. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جوری. ( اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور. این ده در جلگه قرار گرفته و معتدل است. جمعیت آن 178 تن. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جوری. ( ص نسبی ) منسوب به جورو آن شهری است بفارس: گلاب جوری. رجوع به جور شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به جور و آن شهری است بفارس گلاب جوری.

جمله سازی با جوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور به من داری روا جوری که بر دشمن پسندی آن قدر کآید مصور دوست دارم بیش از آنت

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز