جهول. [ ج َ ] ( ع ص ) نادان. ( مهذب الاسماء ). بسیار نادان. ج، جُهْل، جُهُل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): انا عرضنا الامانة علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولاً. ( قرآن 72/33 ).
تا پس از این زنگی و رومی تر است
داغ جهولی و ظلومی تر است.نظامی.درویشی را دیدم که سر به آستان کعبه همی مالید و میگفت یا رحیم و یا غفور تو دانی که از ظلوم و جهول چه آید. ( گلستان ).
اگر عالم است این و گر وی جهول
مرا دعوت هر دو آمد قبول.سعدی.
(جَ ) [ ع. ] (ص. ) نادان، بی خرد.
نادان، بی خرد.
نادان، بی خرد، خودپسند، جهلاجمع
( صفت ) ۱- نادان بیخرد. ۲- خود پسند. جمع: جهلائ.( جهلا ).
نادان بسیار نادان
نادان، بی خرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدول شماره(۱۰)صرف خوردن در زمان گذشته ساده مجهول
💡 در سال ۱۶۹۵ ادموند گیبسون گلایه میکرد که استونهنج «چنان یگانه است و چنان در تاریخ مجهول که هرکس در موردش نظریهای میدهد.»
💡 ز ضعف پیری و جهل جهول و شدت فقر دگر، نه حال سؤال است و نی مجال جواب
💡 آن به انکار وجود آمد «عجول، این «عجول» و هم «ظلوم» و هم «جهول»
💡 خجلت نیاز دعوی مجهول ماکهکرد نگذشته زین سو آن سوی افلاک جستهام