لغت نامه دهخدا
( یائسة ) یائسة. [ ءِ س َ ] ( ع ص ) در تداول، مؤنث یائس. لیکن در عربی صفت «یائس » است بدون تاء مانند حائض. زن عقیم و نازا. زنی که بواسطه کهولت حائض نشود. ج، یائسات.
( یائسة ) یائسة. [ ءِ س َ ] ( ع ص ) در تداول، مؤنث یائس. لیکن در عربی صفت «یائس » است بدون تاء مانند حائض. زن عقیم و نازا. زنی که بواسطه کهولت حائض نشود. ج، یائسات.
( ~. ) [ ع. یائسة ] (ص. ) ۱ - یائس. ۲ - زنی که دیگر عادت ماهانه نشود.
یائسة
یائس.
زنی که دیگر عادت ماهانه نشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بررسی نگرش نسبت به بارداری بالای ۵۰ سال در میان استرالیاییها نشان داد که ۶/۵۴ درصد معتقدند که انتقال تخمک برای یک زن یائسه قابل پذیرش است و ۹/۳۷ درصد دریافت تخمدان یا جنین اهدایی را برای یک زن یائسه پذیرفتند.