جانیه

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. جانیة ] (اِفا. ) مؤنث جانی، زن جنایت کار، زن تبهکار.

فرهنگ عمید

=جانی۲

فرهنگ فارسی

زن جنایتکار، زن گناهکار، زن تبهکار، جانیات جمع
( اسم ) مونث جانی زن جنایتکار زن تبهکار. جمع جانیات.

جمله سازی با جانیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز قید سخت جانیها مپرسید شرار ما قفس فرسوده سنگیست

💡 پیش از ایجاد امتحان سخت‌جانیهای عشق تیغ ابروی بتان را سر بسر دندانه‌ کرد

💡 نگردد سخت جانیها سپر تیر حوادث را به مغز این ناوک دلدوز پیش از استخوان آید

💡 چون‌گهر عزت‌فروش سخت‌جانیها نی‌ام همچودریادرخورعرض‌گدازم آبروست

💡 بویگل نیستم از بارگران جانیها تا پی قافلهٔ باد صبا بردارم

💡 بیدلم بیدل ز شرم سخت جانیها مپرس دور از آن در، خاک هم آب است اگر ماند ز من

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز