جاست. ( اِ ) جائی را گویند که انگور را در آن لگد زنند تا شیره آن برآید. ( برهان ) ( آنندراج ). جای فشردن انگور باشد. جای افشردن انگور.
جاست. ( اِخ ) از رساتیق قم و شامل 12 دیه است. ( از تاریخ قم ص 58 ). و رجوع به تاریخ قم ص 119 و 120 شود.
(اِ. ) جایی که انگور را در آن لگد زنند تا شیرة آن برآید.
جایی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا آبش گرفته شود، چرخشت.
( اسم ) جای افشردن انگور جایی که انگور را در لگد زنند تا شیر. آن بر آید.
از رساتیق قم
جایی که انگور را در آن لگد زنند تا شیرة آن برآید.
💡 گرچه نومیدی و یأس از خود بجاست لیکن نومیدی ز لطف حق خطاست
💡 ای شاد مرغزاری کان جاست ورد و نسرین از آب عشق رسته وین آهوان چریده
💡 نه هر نسیم که اینجاست بر تو میگذرد صبا صباست، به هر سبزه و گلش گذریست
💡 کجاست وادی طور و شجر، که آتش عشق نه شعلهایست که بر گرد خار و خس گردد
💡 این روستا در دهستان جاستون شهه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۲ نفر (۱۸خانوار) بودهاست.
💡 خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟