تیرم

لغت نامه دهخدا

تیرم. [ رَ / رُ ] ( ترکی، اِ ) بانوی اعظم و خاتون بزرگ را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( از ناظم الاطباء ). بانوی بزرگ حرم شاه را گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج )....تیر به معنی برگزیده و «میم » بر نعت زنان زاید کنند چون بیگم و خانم پس معنی تیرم؛ زن برگزیده است. ( فرهنگ رشیدی ). در ترکی به معنی بانوی بزرگ و ارجمند است. ( حاشیه برهان چ معین ):
اندر این عهد از بزرگی کشور خوارزمشاه
ستر عالی مهد عالم تیرم ترکان توئی.استاد ( از فرهنگ رشیدی ).

فرهنگ معین

(تِ رَ ) [ تر. ] (اِ. ص. ) بانوی بزرگ حرم پادشاه، خاتون.

فرهنگ عمید

بانوی بزرگ حرم پادشاه، خاتون: اندر این عهد از بزرگی کشور خوارزم را / ستر عالی مهد اعظم تیرم ترکان تویی (؟: مجمع الفرس: تیرم ).

فرهنگ فارسی

خاتون، بانوی بزرگ حرم پادشاه
( اسم ) بانوی بزرگ خاتون ارجمند.

ویکی واژه

بانوی بزرگ حرم پادشاه، خاتون.

جمله سازی با تیرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شامگاه تاریخ ۱۷ تیرماه، تجمعی «۳۰۰ نفری» در محلهٔ سعادت‌آباد تهران شکل گرفت.

💡 سرفرازی می‌کنم وقتی که بنوازی به تیغم کوس عشرت می‌زنم روزی که بردوزی به تیرم

💡 تاریخ وفات شیخ احمد احسائی ۲۱ ذیقعده ۱۲۴۱ قمری برابر ۶ تیرماه ۱۲۰۵ شمسی- ۲۷ ژوئن ۱۸۲۶ است.

💡 در تاریخ ۱۴ تیرماه ۱۳۹۵ با عقد قرارداد یک ساله راهی تبریز شد تا دوباره شاگرد رسول خطیبی شود.

💡 خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است باز این چه ناوک است که از عشق، از کمین زده است

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز