تندم
متضادها
آرام، بردبار
لغت نامه دهخدا
تندم. [ ت َ ن َدْ دُ ] ( ع مص ) پشیمان بودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). پشیمانی نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( آنندراج ). پشیمان شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): هارون پوشیده کسان گماشته بود تا هر کس زیر دار جعفر گشتی و تندمی و توجعی نمودی و ترحمی، بگرفتندی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 190 ).
فرهنگ معین
(تَ نَ دُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) پشیمان شدن، پشیمانی خوردن.
فرهنگ عمید
۱. نادم شدن، پشیمان شدن.
۲. توبه و پشیمانی.
فرهنگ فارسی
نادم شدن، پشیمان شدن، توبه وپشیمانی
۱- ( مصدر ) پشیمان شدن پشیمان خوردن. ۲ - ( اسم ) پشیمانی.
ویکی واژه
پشیمان شدن، پشیمانی خوردن.
جمله سازی با تندم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز ناگه فراز آمد امر خدای بر انگیخت چون باد تندم ز جای
💡 چهل دزد ناگاه بر ما زدند ببستندمان و آنچه بُد بستدند
💡 به زنجیر عنصر ببستندمان چو دیوانگان زان به بند اندریم
💡 گرچه تندم، خاطری هرگز نرنجانیدهام در گلستان جهان خارم، ولی خارترم
💡 تندم از سر گذرد غافل و من غرق نگاه نیست از تلوسه غرقه خبر طوفان را
💡 ورزشکاران حرفهای در رشته دوچرخهسواری تندم، نیاز به هماهنگی بسیار بالا و تمرینات مداوم دارند تا بتوانند در مسابقات بینالمللی به پیروزیهای بزرگ دست یابند.
💡 استفاده از سیستمهای تندم در مدیریت پروژههای پیچیده به معنای همکاری نزدیک و همزمان دو یا چند بخش برای رسیدن به یک هدف مشترک و تعیین شده است.
💡 در برخی از کشورهای توسعهیافته، استفاده از دوچرخههای تندم برای جابهجایی زوجها یا افراد دارای معلولیت در مسیرهای تفریحی بسیار رایج و محبوب است.