واژه «تنجیم» در زبان عربی و فارسی از ریشه «نَجَمَ» گرفته شده و در معنای لغوی به «ستارهبینی»، «ستارهشناسی بر اساس تأثیر اجرام آسمانی بر حوادث زمینی» و نیز «استخراج احکام و پیشگویی از حرکت ستارگان» اشاره دارد. در کاربرد تاریخی و علمی قدیم، تنجیم به دانشی گفته میشد که بر اساس آن وضعیت ستارگان و سیارات در آسمان برای پیشبینی وقایع زمینی، سرنوشت افراد یا تغییرات طبیعی مورد بررسی قرار میگرفت. این علم در تمدنهای باستانی مانند یونان، ایران و جهان اسلام رواج داشته و بخشی از دانش کیهانشناسی قدیم محسوب میشده است. در متون اسلامی، میان «علم نجوم» به معنای شناخت علمی ستارگان و «تنجیم» به معنای پیشگویی و ارتباط دادن حوادث به ستارگان تفاوت گذاشته شده است. بسیاری از متکلمان و فقیهان اسلامی این دیدگاه را از حیث اعتقادی نپذیرفتهاند، زیرا آن را مستلزم نسبت دادن اثرگذاری مستقل به اجرام آسمانی در تعیین سرنوشت انسانها میدانند و این امر را با اصل توحید در تأثیر و تدبیر ناسازگار تلقی کردهاند. در مقابل، علم هیئت یا نجوم ریاضی به بررسی علمی حرکت اجرام آسمانی بدون نسبت دادن تأثیرات غیبی میپردازد و مورد پذیرش علمی قرار گرفته است. در زبان عربی، «منجّم» به کسی گفته میشود که به تنجیم یا ستارهبینی اشتغال دارد. در ادبیات و متون تاریخی، این کلمه گاه به معنای پیشبینی آینده یا طالعبینی نیز به کار رفته است. از منظر واژهشناسی، این واژه بر استخراج و تفسیر نشانهها از موقعیت ستارگان دلالت دارد.
تنجیم
لغت نامه دهخدا
تنجیم. [ ت َ ] ( ع مص ) به بارها دادن مال و آنچه بدین ماند. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). پاره پاره گذاردن وام را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پاره پاره گذاردن وام و دیه را. ( از اقرب الموارد ). || به نجوم حکم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). وقت و ستاره شناسی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چشم داشتن و ترصد ستارگان و محاسبه مواقیت و سیر آنها و اطلاع یافتن بر احوال عالم بدین وسیله. ( از اقرب الموارد ). ستاره شناسی و مطابق علم نجوم و ساعات سعد و نحس شناختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
شغل او شاعری است یا تنجیم
هوسش فلسفه است یا اکسیر.خاقانی.و اسرار علم تنجیم و معرفت درج و دقایق تقویم و طرف علم طب و نتف خواص ادویه و غیر آن تعلیم کنم. ( سندبادنامه ص 62 ). رجوع به ستاره شناسی شود.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) رصد کردن ستارگان.
فرهنگ عمید
ستاره شناسی.
فرهنگ فارسی
منجمی کردن، رصدکردن ستارگان، ستاره شناسی
۱ - ( مصدر ) رصد کردن ستارگان. ۲ - ( اسم ) ستاره شماری اختر شماری. یا اهل تنجیم. منجمان اختر شماران. یا علم تنجیم. علم نجوم.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:احکام نجوم
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] پیشگویی حوادث با استناد به حرکات فلکی و امور عارض بر سیارات و همچنین تقسیط را تَنجیم گویند و از معنای اول به مناسبت در باب تجارت سخن رفته است.
تنجیم به مفهوم نخست عبارت است از خبر دادن از حوادث آینده همچون ارزانی یا گرانی کالا، جنگ یا صلح، بیماری مانند وبا و نحوست یا سعادت ایّام با استناد به حرکات فلکی و اموری مانند اتّصال، افتراق، مقابله، تربیع و تسدیس که بر سیارات عارض میگردد.
حکم تنجیم
تنجیم با اعتقاد به استقلال حرکات فلکی و عوارض سیارات و یا مشارکت آنها با خداوند در تأثیرگذاری و ایجاد حوادث حرام میباشد.
البتّه پیشگویی رخدادهای آینده اگر نشأت گرفته از این اعتقاد باشد که خداوند متعال برای پیدایی هر پدیدهای سببی قرار داده که امور عالم را به وسیله آن اسباب تدبیر نموده و به جریان میاندازد و حرکات فلکی و عوارض سیارات را برای رخداد حوادثی از جمله این اسباب قرار داده، اشکال ندارد و جایز است.
خبر قطعی دادن از حوادثی که از حرکات فلکی و عوارض سیارات استخراج میگردد حرام است.
اِخبار از رخدادهایی همچون ماه و خورشید گرفتگی، هلال، اتّصال و افتراق سیارات که مبتنی بر اصول و قواعد علمی محکم است از تنجیم حرام بهشمار نمیرود.
ویکی واژه
رصد کردن ستارگان.
جمله سازی با تنجیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او رسالهای تنجیمی در باب طلوع و غروب ستارگان نوشت. این قدیمترین اثر یونانی است که در آن دائرةالبروج به ۳۶۰ قسمت شده است، همچنین این رساله آخرین کوشش بیهوده در راه حل دقیق مسائلی است که تنها میتوان آنها را بهطور تقریب به وسیلهٴ توابع مثلثاتی حل کرد.
💡 مکن رعایت اوضاع ماه و مهر که نیست درستی اندر گفتار مردم تنجیم
💡 ز رای روشن تو گیرد ارتفاع فلک چنانکه گیرند از آفتاب در تنجیم