تلقاء. [ ت ِ ] ( ع اِ ) دیدار، اسم مصدر است.... سوی. برابر و مقابل. یقال: توجه تلقاء النار و تلقاء فلان. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). برابر. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). تلقاء مدین؛ به سوی مدین. و مدین اسم بلد بعث الیه شعیب النبی علیه السلام. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) دیدار کردن، رو به رو شدن. ۲ - (اِمص. ) دیدار. ۳ - جای دیدار.
[ویکی الکتاب] معنی تِلْقَاءِ: برابر ومقابل - جانب - به سوی
ریشه کلمه:
لقی (۱۴۶ بار)
«تِلْقاءَ» در اصل ـ به گفته بعضی از مفسران و اهل ادب ـ مصدر یا اسم است و به معنای مقابله می آید، ولی بعداً به معنای ظرف مکان به کار رفته، یعنی مکان مقابله و جهت رو به رو. و در سوره «یونس» و مانند آن به معنای ناحیه و نزد، می آید; یعنی: من از ناحیه و از نزد خودم نمی توانم آن را تغییر دهم.
دیدار کردن، رو به رو شدن.
دیدار.
جای دیدار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال ابن مسعود و ابن عباس: بما قدّم قبل موته من عمل صالح و سیّئ و اخّر بعد موته من سنّة حسنة او سیّئة یعمل بها، و فی روایة عطیّة عن ابن عباس: بما قدّم من المعصیة و اخّر من الطّاعة. و قیل: بما قدّم من الذّنب و اخّر من التّوبة. و قیل: بما قدّم من ماله لنفسه و ما اخّر منه لورثته. و قیل: ما قدّم لدنیاه و ما اخّر لآخرته و هو مسئول عن الجمیع لانّ اللّفظ عامّ. و فی الحدیث الصّحیح: «ما منکم من احد الّا سیکلّمه ربّه لیس بینه و بینه ترجمان و حجاب یحجبه فینظر ایمن منه فلا یری الّا ما قدّم من عمله و ینظر اشأم منه فلا یری الّا ما قدّم و ینظر بین یدیه فلا یری الّا النّار تلقاء وجهه فاتّقوا النّار و لو بشقّ تمرة.
💡 ابن عباس گفت: آیات الکتاب قرآنست، هر چه پیش ازین سوره فرو آمد از احکام و اخبار و قصص، «وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ» یعنی هذه السّورة میگوید آنچ پیش ازین سوره فرو آمد از قرآن و این سوره همه حقّ است و راست، کلام خداوند و صفت وی نه چنانک کفّار مکّه میگویند: انّ محمّدا تقوله من تلقاء نفسه، «وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ» من مشرکی مکّة، «لا یُؤْمِنُونَ» لا یصدّقون بالقرآن انّه من عند اللَّه، قال الزّجاج: لمّا ذکر انّهم لا یؤمنون عرّف الذی یوجب التّصدیق من دلایل الرّبوبیّة و شواهد القدرة.