تبحر
واژهی تبحّر در زبان عربی بهصورت مصدری بهکار رفته و در لغت به معنای دور درشدن در علم است. این واژه در منابع معتبری چون تاجالمصادر بیهقی، زوزنی و دهار با تعابیری همچون دریا شدن در علم، بسیار علم شدن و علوم بسیار دانستن آمده است. همچنین در فرهنگهایی چون منتهیالارب، ناظمالاطباء و قطرالمحیط، تبحر بهمعنای تعمق و توسع در دانش و غوطهوری در دریای علوم تعریف شده است. برای نمونه، در متونی چون سندبادنامه از این واژه در وصف کسانی استفاده شده که در فنون علوم و حکمت، مهارتی گسترده دارند.
علاوه بر این، تبحر در برخی منابع با واژهی تبقّر هممعنا دانسته شده و در مفهوم مالی نیز بهکار رفته است. بر پایهی آنندراج و ناظمالاطباء، تبحّر در مال به حالت بسیار دارا شدن اشاره دارد. همچنین در کاربردهای جغرافیایی، این واژه در گویش مصری به معنای حرکت به سمت دریا، یعنی جهت شمال، بهکار رفته است. در مجموع، تبحّر در اصل بر گستردگی و ژرفای دانش دلالت دارد و در استعارهای زیبا، شخص عالم را به کسی تشبیه میکند که در دریای بیکران علوم غوطهور شده است. این واژه گاه در حوزههای دیگر چون ثروت یا جهتیابی نیز کاربرد پیدا کرده، اما بار معنایی اصلی آن همواره بر عمق و فراخنای دانش متمرکز است.
مترادفها
تسلط، مهارت، چیرگی، فراگیری
متضادها
ناآگاهی، بیاطلاعی
لغت نامه دهخدا
تبحر. [ ت َ ب َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) دور درشدن در علم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). تبقر. ( زوزنی ). دریا شدن در علم. ( دهار ). بسیارعلم شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). علوم بسیار دانستن. ( فرهنگ نظام ). تبحر در علم؛ بسیارعلم گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تعمق و توسع. ( قطر المحیط ). تبحر در علم و جز آن؛ تعمق در آن و توسع آن. ( از اقرب الموارد ). بسیاری علم و دانش و غوطه وری در بحر علوم. ( ناظم الاطباء ): این مداح دولت عالیه را در فنون علوم و صنوف حکم تبحری ظاهر است. ( سندبادنامه ص 55 ). || بسیارمال شدن. ( آنندراج ). تبحر در مال؛ بسیارمال شدن. ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || و نیز تبحر بلغت مصری، رفتن بسمت دریا یعنی بسمت شمال. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ بَ حُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) بسیار دانا بودن، در علمی مهارت بسیار داشتن.
فرهنگ عمید
۱. بسیاردانا بودن، در امری علم و اطلاع بسیار داشتن.
۲. مهارت.
فرهنگ فارسی
بسیارداناشدن، درامری علم بسیارداشتنبحرفضل
۱- ( مصدر ) بسیار دانا شدند علم و معرفت بسیار داشتن.۲- ( اسم ) تعمق در دریای علم و معرفت.
ویکی واژه
بسیار دانا بودن، در علمی مهارت بسیار داشتن.
جمله سازی با تبحر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابراهیم بختشکوهی (۱۳۲۰ - ۳ شهریور ۱۳۸۵) از خوشنویسان معاصر ایران بود که در نوشتن انواع خط از جمله نستعلیق و خطوط ششگانه تبحر داشت.
💡 «مردمان او را شاعر شناسند اما بیرون از شاعری خود مردی فاضل است، در نجوم و طب و ترسل و دیگر انواع متبحر است.»