بی پایاب

بی پایاب

بی پایاب به معنای عمیق و ژرف است و به طور خاص به آب‌ها و منابع آبی اشاره دارد که عمق آن‌ها مشخص نیست. این واژه برای توصیف دریاها، اقیانوس‌ها و رودخانه‌های بزرگ به کار می‌رود که به دلیل وسعت و عمق زیاد، نمی‌توان به راحتی عمق واقعی آن‌ها را اندازه‌گیری کرد.

استفاده از این واژه در ادبیات و شعر فارسی نیز رایج است و به نوعی حس رازآلودگی و عظمت را منتقل می‌کند و  به تصوری از وسعت و عمق اشاره دارد که فراتر از درک عادی انسان‌هاست و به نوعی به عظمت و ابهت طبیعت اشاره می‌کند.

لغت نامه دهخدا

بی پایاب. ( ص مرکب ) عمیق. ژرف. که عمق آن معلوم نیست:
رسیده در بیابانهای بی انجام و بی منزل
برون رفته ز دریاهای بی پایاب و بی پایان.فرخی.وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را.سعدی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ژرف ( دریا رود بزرگ ) عمیق.

جملاتی از کلمه بی پایاب

تبارک الله ! و همی، که بی سفینه همی چو وهم عبره کنی بحرهای بی پایاب
عاشقی چیست عذابی که درو راحت نیست دوستی چیست محیطی که بود بی پایاب
بود دریای بی پایاب و ساحل دل صاحبقران و جان کامل
به بحر عشق او غوّاص گشتم بسی دریای بی پایاب دیدم
همی خیزد ازین یک بحر کامل هزاران بحر بی پایاب و ساحل
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم