بی پایاب
بی پایاب به معنای عمیق و ژرف است و به طور خاص به آبها و منابع آبی اشاره دارد که عمق آنها مشخص نیست. این واژه برای توصیف دریاها، اقیانوسها و رودخانههای بزرگ به کار میرود که به دلیل وسعت و عمق زیاد، نمیتوان به راحتی عمق واقعی آنها را اندازهگیری کرد.
استفاده از این واژه در ادبیات و شعر فارسی نیز رایج است و به نوعی حس رازآلودگی و عظمت را منتقل میکند و به تصوری از وسعت و عمق اشاره دارد که فراتر از درک عادی انسانهاست و به نوعی به عظمت و ابهت طبیعت اشاره میکند.
مترادفها
بیپایان، بیانتها
متضادها
پایاندار، محدود
لغت نامه دهخدا
بی پایاب. ( ص مرکب ) عمیق. ژرف. که عمق آن معلوم نیست:
رسیده در بیابانهای بی انجام و بی منزل
برون رفته ز دریاهای بی پایاب و بی پایان.فرخی.وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بی پایاب را.سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ژرف ( دریا رود بزرگ ) عمیق.
جمله سازی با بی پایاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تبارک الله ! و همی، که بی سفینه همی چو وهم عبره کنی بحرهای بی پایاب
💡 عاشقی چیست عذابی که درو راحت نیست دوستی چیست محیطی که بود بی پایاب
💡 بود دریای بی پایاب و ساحل دل صاحبقران و جان کامل
💡 به بحر عشق او غوّاص گشتم بسی دریای بی پایاب دیدم
💡 همی خیزد ازین یک بحر کامل هزاران بحر بی پایاب و ساحل