بنظر
بنظَر در منابع لغوی کهن بهعنوان اسمی در زبان عربی معرفی شده و در فرهنگهای فارسی عربی نیز ذیل واژگان خاص اندامهای تناسلی زنان آمده است. در ناظمالاطباء این واژه به ناحیهای مشخص از اندام تناسلی خارجی زن اطلاق شده و معنای آن به تلاقی و برآمدگی یا تندی میان دو لَبِ فرج اشاره دارد. کاربرد این مدخل در فرهنگنامهها، صرفاً جنبهٔ توصیفی و واژهشناسانه داشته و در چارچوب ادبیات لغوی و پزشکی سنتی قابل بررسی است.
در برخی یادداشتها و حاشیهنویسیهای لغوی، از جمله یادداشتهای بهخط مؤلف، واژههای مترادف یا نزدیک به این معنا نیز ذکر شدهاند؛ از جمله فَنج، قِرن و چوچوله که هر یک در متون مختلف، بسته به بافت زبانی و فرهنگی، برای اشاره به همان بخش یا مفهومی مشابه بهکار رفتهاند. این تنوع واژگانی نشاندهندهٔ گستردگی دامنهٔ اصطلاحات مرتبط با توصیف اندامهای جنسی در زبان فارسی و منابع کهن آن است.
در مجموع، چنین مدخلهایی بازتابدهندهٔ نگاه توصیفی و گاه پزشکی زبان در دورههای گذشتهاند و هدف آنها ثبت دقیق مفاهیم و اصطلاحات رایج زمان خود بوده است. بررسی این واژگان، بیش از آنکه جنبهٔ کاربرد روزمره داشته باشد، برای پژوهشهای زبانشناختی، تاریخ پزشکی و شناخت تحول معنایی واژهها در متون فارسی و عربی اهمیت دارد و باید در چارچوب علمی و فرهنگی خود مورد توجه قرار گیرد.
مترادفها
ظاهراً، گویا
لغت نامه دهخدا
بنظر. [ ب ُ ظَ ] ( ع اِ ) تلاق و تندی میان دو لب فرج زن. ( ناظم الاطباء ). فنج. قرن. چوچوله. تندی میان دو لب فرج زن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) تلاق و تندی میان دو لب فرج زن.
تلاق و تندی میان دو لب فرج زن. فنج. قرن. چوچوله. تندی میان دو لب فرج زن.
جمله سازی با بنظر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر عشق است مقام همه صاحبنظران فرخ آن کس که درین شهر مقیم افتاده ست