حادی

لغت نامه دهخدا

حادی. ( ع ص ) آنکه شتران را حُدی خواند. آنکه برای اشتر خواند تا نیک رود. هزیز؛ بنشاط آوردن حادی شتران را بسرود. || راننده. سائق. ساربان.
حادی. ( ع ص، اِ ) یک ( در مذکر ) در ترکیب، چون حادی عشر.

فرهنگ معین

[ ع. ] (ا ِ فا. ) شتر ران، کسی که با خواندن شترها را می راند.

فرهنگ عمید

کسی که با خواندن آواز، شتران را می راند، حداخوان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - رانند. شتر شترران شتربان. ۲ - حدی خون سرود گوی.
یک

جمله سازی با حادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر به خوک از آن خیک جرعه‌ای بدهی به پیش خوک کند شیر چرخ آحادی

💡 مسابقات لیگ دسته اول فوتبال پاراگوئه زیر نظر این اتحادیه برگزار می‌شود.

💡 مسابقات لیگ دسته اول فوتبال قبرس، جام حذفی فوتبال قبرس و سوپر جام فوتبال قبرس زیر نظر این اتحادیه برگزار می‌شود.

💡 اتحادی هست با معشوق عاشق را به بین از زلیخا عشق و از یوسف بزندان زیستن

💡 آرمن آرشاکی آتایان (ارمنی: Արմեն Արշակի Աթայան؛ زاده ۲۱ مه ۱۹۲۲ - درگذشته ۸ آوریل ۲۰۲۱) نقاش اهل ارمنستان بود. وی عضو اتحادیه هنرمندان ارمنستان بود.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز