لغت نامه دهخدا
خودتان. [ خوَ /خ ُ دِ ] ( ضمیر ) شما. نفْس شما. ذات شما. ج ِ خودت.
خودتان. [ خوَ /خ ُ دِ ] ( ضمیر ) شما. نفْس شما. ذات شما. ج ِ خودت.
شما نفس شما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سرهنگ مصلحت کن که فوج کنار شهر بماند خاطر جمع است یا کمال آباد برود؟ بگو هرچه بگوئی همان را میکنم و نیک و بد را از تو خواهم دید. حاجی آقا در باب مهدی خان با سرهنگ حرف بزند چون سرهنگ و مهدی خان پر جوانند، به شاهزاده عرض کن محرم تر از حاجی آقا کسی را ندارید و این حرف را باید خودتان بمردم نزنید.
💡 تمام مدلها بر اساس درسهایی ساخته میشود. هر درس چهارچوب شکل موردنظر را تشکیل میدهد و در ساختن چندین شکل متفاوت به کار میرود. با ساختن شکلهای مختلف بهتدریج بر طرحهای هر درس مسلط میشوید و بعد از مدتی تکرار و تقلید از روی مدلهای دادهشده، خودتان میتوانید شکلهای تازهتری خلق کنید.
💡 ما بر آن بودیم که هرگز اشتیاق دیگرگون نکنیم. ما دیگرگون نکردیم اما بجان خودتان شما چنین کردید.
💡 بخش از نقشه مشمول محیطهای دریایی است که شما با ادرستیا یا کشتی خودتان و خدمههایتان و همچنین یار همیشگی تان بارناباس به سیر بپردازید کشتی نیز قابلیت آپدیت را دارا میباشد و همچنین میتوانید ظواهر آن را به شکلهای مختلفی طراحی کنید و بخش افسران کشتی با استفاده از دستگیری دشمنان و منسوب کردن آنها به این مقام با دادن پول به آنها از راههای استفاده از این قابلیت میباشد.
💡 تکنیکهای تجسم: به طور مرتب خودتان را در حال رسیدن به اهداف و تجربه احساسات مثبتی که با آنها همراه است، تجسم کنید.
💡 سرانجام دادگاه در خصوص اتاق امن، محرابیان و همکارش را محکوم کرده و علی الظاهر قاضی به آنها گفته است بروید خودتان بین خودتان قضیه را حل کنید و با هم کنار بیاید.