خسرانی

مترادف‌ها

زیان، خسارت، نابودی، شکست

متضادها

سود، رستگاری

فرهنگ معین

(خُ سُ ) (ص نسب. ) منسوب به پدرزن یا پدرشوهر.

جمله سازی با خسرانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و به یکی به بدستی دور گردد از آن و به آن نزدیک گردد و باز آن جای شود که بود و اگر به نیم بدست نزدیک گردد خسرانی و بعدی حاصل آید و اگر نیم بدست دور گردد نزدیکی بماند. چون بیمار که حرارتی بخورد و برودت هم چندان بخورد برابر شود. و اگر کمتر خورد چیزی از حرارت بیفزاید و اگرنه چیزی از حرارت کمتر شود. و این معصیت و طاعت در روشنی و تاریکی دل همچون اثر داروهاست در مزاج که یک ذره از وی ضایع نشود.

💡 خدمت خلق آنگاه تواند کرد که خود را اندر درجهٔ خادمان نهد و همه خلق را اندر درجهٔ مخدومان؛ یعنی بی تمییز همه را خدمت کند و بهتر از خود داند و خدمت جمله بر خود واجب داند و خود را بدان خدمت فضلی ننهد بر دیگران؛ که آن خسرانی عظیم و عیبی ظاهر و غبنی فاحش بود و از آفات زمانه اندر زمانه یکی بلای بی دوا این است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران