لغت نامه دهخدا
زین کوهه. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) زین کوده است که قرپوس و بلندی پیش زین باشد. ( برهان ). بلندی پیش زین را گویند. ( جهانگیری ). زین کوده و قاش زین. ( ناظم الاطباء ). بلندی پیش زین که قرپوس زین خوانند. ( فرهنگ رشیدی ). قرپوس زین است یعنی بلندی پیش زین... و آن را کوهه زین نیز گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
به ناوردگه رفت و آنگه چو باد
رسید و به زین کوهه سر برنهاد.اسدی.درآمد به هنجار ره ره نورد
ز زین کوهه آویخت گرز نبرد.اسدی.به کم زانکه مرغی زند سر در آب
ز زین کوهه بربودش اندر شتاب.اسدی.سیرم پشتش از ادیم سیاه
مانده زین کوهه رامیان دو راه.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 73 ).