فرهنگستان زبان و ادب
{variation} [موسیقی] فن تغییر یک ایدۀ موسیقایی که معمولاً پس از ظهور اولیۀ آن ایده اعمال میشود
{variation} [موسیقی] فن تغییر یک ایدۀ موسیقایی که معمولاً پس از ظهور اولیۀ آن ایده اعمال میشود
دگر + ـش
دگرش (جمع دگرشها) [دِگَرِشْ]
چگونگی/کیفیت دگریدن: دگرش زندگی کاری به بازنشستگی برای همه چالشزا است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قانون شکسته مطرب ما را و همچنان ضربت ز ضربت دگرش دلنوازتر
💡 عذرهای دگرش هست و نگوید زین بیش ناپذیرفته بود عذر چو بسیار بود
💡 حقا که به افسون دگرش خواب نیاید آن کس که شبی بشنود افسانه ما را
💡 از ایشان دو بهره به افسون ببست دگرشان به گرز گران کرد پست
💡 گیرم امروز به تو داد چو شب را بدهی بهر فردات جهان دگرش کو و کدام
💡 یک روز گر از زلف تو دل باز گرفتیم روز دگرش باز بخال تو سپردیم