صورت گردیدن
مترادفها
تبدیل شدن، شدن، شکل گرفتن
متضادها
ماندن
لغت نامه دهخدا
صورت گردیدن. [ رَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) تغییر یافتن. دگرگون شدن:
بسی صورت بگردیده ست عالم
ازین صورت بگردد عاقبت هم.سعدی.
فرهنگ فارسی
تغییر یافتن
تبدیل شدن، شدن، شکل گرفتن
ماندن
صورت گردیدن. [ رَ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) تغییر یافتن. دگرگون شدن:
بسی صورت بگردیده ست عالم
ازین صورت بگردد عاقبت هم.سعدی.
تغییر یافتن