دلخواه

دلخواه

این واژه در زبان فارسی به معنای چیزی است که با میل، علاقه یا سلیقه فرد هماهنگ باشد و شخص آن را پسندیده یا مطلوب بداند. این واژه هم می‌تواند به اشیاء، هم به انتخاب‌ها و هم به رفتارها و شرایط اطلاق شود، به‌گونه‌ای که فرد احساس رضایت و خشنودی داشته باشد. در کاربرد روزمره، «دلخواه» برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که اختیار انتخاب آن با فرد است و به ترجیح شخصی او بستگی دارد، مانند غذای دلخواه، رنگ یا مسیر دلخواه. همچنین این واژه در ادبیات و شعر فارسی بار معنایی عاطفی و زیبایی‌شناسانه دارد و اغلب با حس رضایت، خوشنودی و اختیار همراه است. از دیدگاه فلسفی و روان‌شناسی، مفهوم دلخواه بیانگر تمایل انسان به انتخاب آزادانه و گرایش به آنچه با نیازها و خواسته‌هایش هماهنگ است، می‌باشد. در متون آموزشی و رسمی نیز این کلمه به معنای انتخابی و اختیاری به کار می‌رود و نشان‌دهنده آزادی عمل در تصمیم‌گیری است. این واژه توانسته با سادگی خود، معنای گسترده‌ای از رضایت، اختیار و هماهنگی با علاقه فرد را منتقل کند و در انواع متون گفتاری و نوشتاری جایگاه خود را حفظ نماید.

لغت نامه دهخدا

دلخواه. [ دِ خوا / خا ] ( ن مف مرکب ) که دل خواهد. دل خواسته. آنچه دل بخواهد. آنچه دل آرزو کند. هر چیزکه مطلوب باشد. خوب. مرغوب. ( آنندراج ). نیکو. محبوب. پسندیده. دوست داشتنی. مورد پسند. آنچه بر مراد و خواهش دل باشد و هر چیزی که محبوب بود. ( ناظم الاطباء ). دلپسند. مطلوب. موزون. دلپذیر. محبوب:
نباری بر کف دلخواه جز زر
چنان چون بر سر بدخواه جز بیر.دقیقی.چو مشک آن دو گیسوی دو ماه تو
که بودند همواره دلخواه تو.فردوسی.سیاوش چو خورشید و او ماه بود
خور و ماه با هم چه دلخواه بود.فردوسی.تا بهر چشم خوش و خرم و دلخواه بود
عارض ساده و زلفین پر از حلقه و چین.فرخی.مشاطه شد آراست آن ماه را
مرآن مهربان دخت دلخواه را.شمسی ( یوسف و زلیخا ).دو چشم داشت نژند آن ستمگر دلجوی
دو زلف داشت دوتاه آن سمنبر دلخواه.معزی.میانشان یکی ماه دلخواه بود
که دخت شه و بر بتان شاه بود.اسدی.دلخواه تر ثناها آن است که بر زبان گزیدگان و اشراف رود. ( کلیله و دمنه ).
شکسته دیگ سیاهی نهنددر بستان
ز بهر چشم چو شد بوستان خوش و دلخواه.سوزنی.ای از بتان دلخواه تو، در حسن شاهنشاه تو
ما را بگوی ای ماه تو کز آسمان کیستی.خاقانی.چنین شیرین و دلخواهت چرا کرد
که شیرین را به مهرت مبتلا کرد.نظامی.سماع خرگهی در خرگه شاه
ندیمی چند موزون طبع و دلخواه.نظامی.بودند فتاده آن دو دلخواه
تا نیمه روز بر گذرگاه.نظامی.پیل بچگانند اندر راهتان
صید ایشان هست بس دلخواهتان.مولوی.دو پستان که امروز دلخواه اوست
دو چشمه هم از پرورشگاه اوست.سعدی.هرچند پادشاه اسلام را دلخواه نبود که او را هلاک گرداند لیکن مصلحت کار ملک را آن حکم فرمود. ( تاریخ غازانی ص 101 ). ممکن که بسبب قصور فهم و اهمال راوی بعضی از آن جمله فوت شده باشد و معهذا دلخواه بود که در تنقیح حکایات اجتهادی هرچه تمامتر رود. ( رشیدی ). مشهور است مواضع جان پرور و مقامات متفرجات دلخواه... ( ترجمه محاسن اصفهان آوی ص 24 ).
دل نشینی ز عدم نامده واله بوجود

فرهنگ معین

( ~. خا ) (ص مف. ) ۱ - هرچیز که مطلوب باشد. ۲ - آرزو.

فرهنگ عمید

دل خواسته، آنچه بر وفق آرزو و مراد و خواهش دل باشد.

فرهنگ فارسی

خواسته، آنچه که بروفق آرزوومرادوخواهش دل باشد
( صفت ) ۱ - آنچه که دل آرزو کند هر چیز که مطلوب باشد. ۲ - آرزو.

جمله سازی با دلخواه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی کاو سرّ جان خواهد ز دلخواه بسا رنجا که او بیند درین راه

💡 دل نمی خواست جدایی ز تو اما چه کنیم دور ایام نه بر قاعده دلخواه است

💡 درین ره خوش بود معشوق دلخواه که نتواند کس او را برد از راه!

💡 برای سال وفاتش امیری ازیم طبع کشید مصرع نغزی مناسب و دلخواه

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز