داشتنی
مترادفها
قابل داشتن
متضادها
دستنیافتنی
لغت نامه دهخدا
داشتنی.[ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور داشتن. سزاوار دارا بودن.
فرهنگ معین
(تَ ) (ص لیا. ) ۱ - لایق داشتن، درخور داشتن. ۲ - نگاهداشتن، حفظ کردن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - لایق داشتن در خور داشتن. ۲ - نگاه داشتن حفظ کردن.
ویکی واژه
لایق داشتن، درخور داشتن.
نگاهداشتن، حفظ کردن.
جمله سازی با داشتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: صحبت با خدای کنید با خلق مکنید که دیدنی خداست و دوست داشتنی خدا و آنکس که بوی نازید خداست و گفتنی خداست و شنودنی خداست.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به استخوانهای دوستداشتنی و کرمپوس اشاره کرد.
💡 از کارهای معروف او میتوان به بازی در فیلم آنابل دوست داشتنی اشاره کرد.
💡 معنی واحد، برحسب زشتی یا زیبائی، بیان ایثار متفاوتی را بر جان خواهد نهاد. گاه مضمون با عبارتی دوست داشتنی تر از رؤیت محبوب با نبودن رقیب بیان شود.
💡 سیم آن که اسرار نهان داشتنی خود را به هیچ دوست در میان منه، زیراکه بسیار باشد که در دوستی خلل افتد و به دشمنی بدل گردد.
💡 تمیمی اصالتاً از النبی صالح، یک روستای فلسطینی در کرانه باختری غربی است. بن ارنرایش از نیویورک تایمز گفت که او «در نبی صالح بسیار دوست داشتنی بود».