خودخواهی

لغت نامه دهخدا

خودخواهی. [ خوَدْ / خُدْ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) خودپرستی. خودپسندی. خودبینی. || خویشتن خواهی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

خودخواه بودن، خودپسندی.

فرهنگ فارسی

خود پرستی تکبر.

ویکی واژه

egoismo

جمله سازی با خودخواهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشارتی به خدا خواندن و خدا دیدن که این بشر همه خودبینی است و خودخواهی

💡 خودخواهی ار بپرسی نوعی ز بت پرستیست در کیش عشق نبود بدتر از این گناهی

💡 گر آزادم ز خودخواهی به بند بندگی درکش چنان کز من رضا گردی مرا از خود رضا گردان

💡 کلک تیغ جانکاهی نقش خاک راهش کرد از فراز خودخواهی سر نگون بچاهش کرد

💡 دوزخت فردوس شد گر نفی خودخواهی بعین هر پلاسی حلّه هر کرمکی حوراستی