یکی به دو

لغت نامه دهخدا

یکی به دو. [ ی َ / ی ِ ب ِ دُ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) یکی با دو. نزاع. ستیزه. مجادله. محاجه. مکابره.
- یکی به دو کردن؛ مشاجره لفظی. گفت وشنودی که از روی عصبانیت صورت گیرد. ( از فرهنگ لغات عامیانه ).

فرهنگ معین

( ~. بِ دُ ) (اِمر. ) (عا. ) ستیزه، بگو مگو.

فرهنگ عمید

گفتگوی بی جا و بی معنی، مشاجره، ستیزه کردن.
* یکی به دو کردن: (مصدر لازم ) [عامیانه، مجاز] گفتگوی بی جا و بی معنی کردن، مشاجره کردن، ستیزه کردن.

ویکی واژه

(عا.)
ستیزه، بگو مگو.

جمله سازی با یکی به دو

💡 ما چو احول نه ایم ای بینا کی چو احول یکی به دو بینیم

💡 هم از او گوید و از او شنود نه چو احول یکی به دو بیند

💡 چو شیرین از بَرِ خسرو جدا شد ز نزدیکی به دوری مبتلا شد

💡 لیس فی الدار غیره دیّار احول است آن یکی به دو بیند

💡 نعمت الله یکی است در عالم کی چو احول یکی به دو بیند