لغت نامه دهخدا
کیسی. [ سا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کیّس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به کیّس شود.
کیسی. [ کیس ْ سی ] ( اِخ ) کاس سو. ( ایران باستان ص 157 ). رجوع به کاس سو و کاسیان شود.
کیسی. [ سا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کیّس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به کیّس شود.
کیسی. [ کیس ْ سی ] ( اِخ ) کاس سو. ( ایران باستان ص 157 ). رجوع به کاس سو و کاسیان شود.
کاس سو.
کیسی که بخش میانی اصطلاح مرکب سرکیسیان است بطور مجزا مسموع نشده و به نظر تصحیف شده کیشی یا کیشه به معنی مَرد یا جنس مذکر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاهین سرکیسیان، گروه (تئاتر آرمن) را در سال ۱۳۴۰ در باشگاه فرهنگی و ورزشی آرارات بنیان نهاد و خود در ضمن آموزش بازیگران به اجرای نمایش پرداخت. سرکسیان نمایشنامههای (مسرورکننده، قفس و آرمنوهی) را به روی صحنه آورد.
💡 در ۷ فوریه ۲۰۱۷، سارکیسیان به عنوان هماهنگکننده حمله برای شاهینهای آتلانتا استخدام شد و مسئولیت کایل شاناهان را که اخیراً از آنجا خارج شده بود و به مربیگری سان فرانسیسکو فورتی ناینرز، عهدهدار شد.
💡 می توفیق بکاس است مدام آشفته تا مرا ای درم عشق تو اندر کیسی
💡 در سپتامبر ۲۰۱۶، آلاباما سارکیسیان را به عنوان تحلیلگر تیم فوتبال خود استخدام کرد.
💡 بگو با من که اینجا چون یقین باز همه یکیسیت در انجام و آغاز