هرتی

فرهنگ معین

(هُ ) (ص نسب. ) (عا. ) چیز رقیق و مایع گونه ای که بتوان آن را هرت کشید.، ~ بالا کشیدن لاجرعه هرت کشیدن.

فرهنگ فارسی

(صفت ) رقیق ومایع گونهای که بتوان آنرا هرت کشید. یا هرتی بالاکشیدن( سرکشیدن ). بسرعت هرت کشیدن لاجرعه هرت کشیدن

جمله سازی با هرتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به وهم جاه مغرور تعین زیستن تاکی نگین‌ گر شهرتی دارد به نام دیگری دارد

💡 گر رند خراباتی و گر خلوتی است خواهان منند و عشق من شهرتی است

💡 حدیث سینه چاک تو اهلی شهرتی دارد چه پوشی پرده عیبی را که در آفاق مشهورست

💡 تا لبان من شدی در مدح سلطان عجم شهرتی هم در عرب هم در عجم دادی مرا

💡 دلم بدوز نگارا به تیر غمزه شوخ که شهرتی بودش دایماً به دلدوزی

💡 چو زلف کافرت جانا به سودا شهرتی دارد که گفتت ای دل مسکین که سودای سیاهی کن