لغت نامه دهخدا
نقایص. [ ن َ ی ِ ] ( ع اِ ) نقائص. ج ِ نقیصه. رجوع به نقیصه و نقائص شود:
کجا ز عیب ملوک زمانه یاد کنند
بری بود ز نقایص چو خالق سبحان.فرخی.
نقایص. [ ن َ ی ِ ] ( ع اِ ) نقائص. ج ِ نقیصه. رجوع به نقیصه و نقائص شود:
کجا ز عیب ملوک زمانه یاد کنند
بری بود ز نقایص چو خالق سبحان.فرخی.
(نَ یِ ) [ ع. نقائص ] (اِ. ) جِ نقیصه، کاستی ها، عیب ها.
= نقیصه
جمع نقیضه
(اسم ) جمع نقیصه. توضیح [تکمیل نقایص] صحیح نیست و بجای آن باید گفت: [ رفع نقایص ] صحیح است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطالعات نشان میدهد نقایص مادر زادی در نوزادانی که مادران آنها در زمان بارداری و مخصوصاً ۱۲ هفته اول بارداری فولیک اسید کافی دریافت کردهاند، تا ۷۰ درصد کاهش میابد.
💡 ضایعه ساقه مغز عموماً-اما نه همیشه-به نقایص حرکتی دو طرفه اغلب همراه با اختلالات حسی، فلج اعصاب مغزی و عدم تعادل میانجامد.
💡 تقدیس از نقایص و اخلاط کون یافت قادر به خلع تن شد و حصن حصین گشاد
💡 اف-۱۰۰سیها با وجود این که همهٔ نقایص اف-۱۰۰ایها را داشتند، ولی بهترین راه حل موقت برای نیروی هوایی آمریکا بودند. موتور بهینهشدهٔ جی۵۷-پی-۲۱ کارایی را افزایش میداد، ولی هنوز مشکل واماندگی کمپرسور را داشت. نکتهُ مثبت اف-۱۰۰سیها این بود که به خاطر سرعت بالا سکوی فوقالعادهای برای پرتاب بمبهای هستهای بودند.
💡 به عون حواجه چه باشد گرش تمام کنی که شد نقایص هستی همه ز خواجه تمام