واژه «موشگیر» به طور کلی به کسی یا چیزی گفته میشود که موش را میگیرد. این اصطلاح هم برای انسان یا حیوان به کار میرود و هم برای تلهای که برای گرفتن موش ساخته شده است. در منابع قدیمی فارسی، «موشگیر» گاهی به پرندهای شکاری کوچک مانند زغن یا غلیواج نیز اطلاق شده است که بسیار چابک و تند و خونخوار است و پستانداران کوچک، به ویژه جوندگان، را شکار میکند. این پرندگان از راسته شکاریان و دسته بازها هستند و در مناطق گرم و معتدل آسیا، اروپا و آفریقا زندگی میکنند. ویژگیهایی مانند تند و متهور بودن، دم دوشاخ و قدرت حمله بالا، آنها را شکارچیان موفق جوندگان میسازد. اصطلاح «موشگیر» در متون ادبی و علمی به هر وسیله یا موجودی که توانایی گرفتن موش را داشته باشد، تعمیم داده شده و شامل پرنده شکاری کوچک، حیوانات موشخوار و تلههای مکانیکی میشود. علاوه بر این، در لغتنامهها و متون قدیمی، موشگیر با نامهای دیگری مانند غلیواژ، زغن، موشخوار، جنگلاهی و خاد نیز شناخته میشود.
موشگیر
لغت نامه دهخدا
موشگیر. ( نف مرکب ) که موش را بگیرد. آن که موش را بگیرد. انسان یا حیوانی که موش را بگیرد. ( از یادداشت مؤلف ). || ( اِ مرکب ) تله. تله که موش را بگیرد. ( یادداشت مؤلف ). || زغن و غلیواج. ( ناظم الاطباء ). موشخوار. گوشت ربا. جنگلاهی. خاد. ( یادداشت مؤلف ). به معنی غلیواژ است. ( فرهنگ اوبهی ). به معنی موشخوار است. ( فرهنگ جهانگیری ). غیلواژ. زغن. ( لغت فرس اسدی ). رخمه. ( بحر الجواهر ). نوعی از جوارح طیور که چند کبوتری است. کوچکترین از جوارح طیور. قسمی از مرغان شکاری خرد به اندازه کبوتری. گوشت ربا. گوشت ربای. غلیواژ. انوق. موش ربا. غلیواج. زغن. پند. بند. ابوالخطاب. حدات. حداة. ( یادداشت مؤلف ). غلیواج را گویند که زغن است. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به موشخوار شود. || باشه. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) زغن
ویکی واژه
در لوح مکشوفه اوتوخگال حاکم اوروک چنین ثبت شده است و محققان به نیش مار ترجمه کردهاند. اوتوخگال دشمن بیرحم کوتیان در کتییه خویش کوتیان را : مار گزنده کوهستان، متجاوز به حریم خدایان مینامد که سلطنت را سومریان را به کوهستان منتقل کرده و سراسر سومر را با کینه و دشمنی آکنده، زن را از شوهر و فرزندان را از والدین ربوده خصومت و تجاوز و ستم را در کشور رواج دادهاند، نام میبرد.
جمله سازی با موشگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۹۵۰ ادبیات «شمشیر و جادوگری» خوانندگان زیادی یافته بود، زیرا کتابهای کنان بربر نوشتهٔ رابرت ای. هووارد و ال. اسپراگ دی کمپ و فافرد و موشگیر خاکستری نوشتهٔ فریتز لایبر به موفقیت بسیاری دست یافته بود. اما ظهور خیالپردازی والا ∗ و بیشتر از همه محبوبیت هابیت و ارباب حلقهها اثر جی. آر.آر تالکین در دههٔ شصت میلادی، خیالپردازی را وارد ادبیات اصلی کرد.