مورب

خط مورب به خطی اطلاق می‌شود که دو یا چند خط معمولاً موازی را در یک صفحه قطع می‌کند. این نوع خط گاهی به عنوان خط قاطع نیز شناخته می‌شود. این واژه در زبان فارسی به معنای مایل یا شیب‌دار است و در زمینه‌های مختلفی از جمله هندسه، طراحی و نگارش به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به عنوان صفت استفاده می‌شود و باید با اسم‌هایی که توصیف می‌کند، از نظر جنس و عدد هماهنگی داشته باشد. در زمینه‌های مختلف، این واژه می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد. هنگام استفاده از این کلمه در جملات، رعایت قواعد نگارشی مانند نقطه‌گذاری، استفاده صحیح از حروف بزرگ و کوچک و تناسب با متن کلی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.

لغت نامه دهخدا

مؤرب. [ م ُءْ رِ ] ( ع ص ) ظفریاب و غالب آمده بر کسی. ( ناظم الاطباء ). ظفریابنده. ( آنندراج ).
مؤرب. [ م ُ ءَرْ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تأریب. رجوع به تأریب شود. استوارکننده. آن که تنگ و محکم می کشد گره را. ( ناظم الاطباء ). || افزون کننده.( از منتهی الارب ). || آن که کامل می نماید و تمام می کند چیزی را. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). تمام نماینده چیزی. ( آنندراج ). || آن که حد معین می کند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
مؤرب. [ م ُ ءَرْ رَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی است از تأریب. رجوع به تأریب شود. استوار. ( ناظم الاطباء ). استوار کرده شده. ( آنندراج ). کامل و افزون کرده شده: گویند اعطاه اﷲ عضواً مؤرباً؛ داد خدا او را عضو کامل و استوار. ( منتهی الارب ). کامل. ( ناظم الاطباء ). افزون و کامل کرده شده. ( آنندراج ). بسیار و فراوان و افزون کرده شده. ( ناظم الاطباء ). || حد معین نموده شده. ( آنندراج ). محدود. ( ناظم الاطباء ).
مورب. [ م ُ وَرْ رَ ] ( ص ) نعت مفعولی منحوت از «اریب » و «وریب » فارسی. وریب. اریب. این لفظ عربی نیست و گویا فارسی زبانان از لفظ اریب و وریب فارسی، این صیغه مفعولی را ساخته اند. ( از یادداشت مؤلف ). کج و معوج و دارای اریب. ( ناظم الاطباء ). خط و راه کج. این معنی از اریب فارسی گرفته شده است. ( فرهنگ نظام ).
- حجاب مورب؛ حجاب حاجب، و آن پرده ای باشد میان دل و معده. ( یادداشت مؤلف ).
- خط مورب؛ خط کج و مایل. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مُ وَ رَّ ) (ص. ) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.

فرهنگ عمید

آنچه سر کج داشته باشد، کج، معوج، خمیده.

فرهنگ فارسی

کج، معوج، خمیده، آنچه که سرکج داشته باشدکلمه فارسی است به شکل لغات عربی )
( اسم صفت ) ۱ - کج معوج: [ خط مورب ] ۲ - خمیده. توضیح در عربی بمعنی مخفی کرده و توریه کرده شده آمده
نعت مفعولی است از تاریب. استوار کرده شده.

ویکی واژه

گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.

جملاتی از کلمه مورب

علاوه بر این، معکوس جدول را می‌توان با صفر کردن تمام ورودی اصلی مورب جدول ایجاد کرد.
تا خنده ازان غنچه مستور برآمد صبح شکر از چاک دل موربرآمد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم