لغت نامه دهخدا
مال خر. [ خ َ ] ( نف مرکب ) کسی که شغلش خریدن اسب و استر و مانند آن است. ( از فرهنگ فارسی معین ). || خریدار مال دزدی و اموال مسروقه. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
مال خر. [ خ َ ] ( نف مرکب ) کسی که شغلش خریدن اسب و استر و مانند آن است. ( از فرهنگ فارسی معین ). || خریدار مال دزدی و اموال مسروقه. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
(خَ ) (ص فا. ) ۱ - کسی که اموال دزدی شده را می خرد. ۲ - کسی که شغلش خریدن اسب و استر و مانند آن است.
( صفت ) ۱- خریدار مال دزدی. ۲- کسی که شغلش خریدن اسب و استر و مانند آنست.
مال خر ( انگلیسی: Fence ) کسی است که به صورت غیرقانونی کالاهای دزدی، قاچاق یا غیرمجاز را خریداری می کند و به عنوان واسطه به کسان دیگری می فروشد. خریداران نهایی معمولاً از غیرمجاز بودن کالاها آگاه نیستند. مال خری در کشورهای مختلف جرم محسوب می شود و مجازات قانونی دارد.
💡 دوش از بَرِ یاری که دلم شیفتهٔ اوست وز شرح کمال خردش، ناطقه لال است
💡 پیش رندان همگی عیب نو پوشید کمال خرة زهد که رنگین بشرابش کردی
💡 در آمار احتمال خروجی بر حسب ورودی محاسبه میشود. اگر ورودی
💡 اسماعیل ستارزاده گرمارودی (زادهٔ ۲۹ خرداد ۱۳۰۶ در قوچان٬ خراسان - درگذشته ۲۰ دی ۱۳۷۳) خواننده و بخشی شمال خراسان بود.
💡 زید کمال خرقه بر قامتی که آید در چشم همت او یکسان پلاس و اطلس
💡 از کمال خرمی عاشق نگنجد در کفن گر نسیمی آید و گوید که دارم بوی دوست