مؤبد
مترادفها
ابدی، همیشگی، جاودان
متضادها
فانی، موقت، زودگذر
فرهنگ معین
(مَ ءَ بَّ ) [ ع. ] (ص. ) همیشه و جاوید.
فرهنگ عمید
دایمی، ابدی، همیشگی، جاودانی.
ویکی واژه
همیشه و جاوید.
جمله سازی با مؤبد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه مؤبدان پیش او بندهوار ابا یاره و طوق و با گوشواره
💡 که پیریست هشیار با مؤبدان نژادش ز ایران و اسپهبدان
💡 شنیدم من از مؤبد مؤبدان ز اختر شناسان و هم بخردان
💡 لب مؤبدان خشک و رخسارتر زبان پر زگفتار با یکدگر
💡 تورا باد ملکی که داری مؤبد تو را باد کامی که خواهی میسر
💡 گویا برات عمر مؤبد گرفتهایم پشتی که ما ز جسم به دیوار دادهایم
💡 در دوران باستان، مؤبد مسئولیتهای بسیار مهمی در انجام آیینهای مذهبی و حفظ سنتهای زرتشتی در معابد آتش در میان مردم داشت.
💡 تاریخ نشان میدهد که مؤبد در جامعه پارسی، نقشی مشابه با روحانیون در ادیان دیگر برای هدایت معنوی و اجرای مراسم مذهبی ایفا میکرده است.
💡 داستانهای قدیمی حکایت از آن میکنند که مؤبد با دقت و خلوص تمام، مراسم آتشافروزی را در حضور بزرگان قوم برگزار مینمود.