قیاسی

لغت نامه دهخدا

قیاسی. ( ص نسبی ) منسوب به قیاس. || برطبق قاعده. مقابل سماعی. حکم مطرد در همه افراد.و آن در مواردی است که ضابطه و قاعده کلی وجود داشته باشد و در افراد مشابه بحکم آن قاعده قیاس رود.
- تصحیح قیاسی؛ به حدس و قرائن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

آنچه به حسب قیاس باشد، امری یا مطلبی که از روی قیاس استنباط شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به قیاس آنچه از روی قیاس به دست آید مقابل استقرائی سماعی.

فرهنگستان زبان و ادب

{analogical} [باستان شناسی، زبان شناسی] مربوط به قیاس متـ. سامان گرا، سامان گرایانه

جمله سازی با قیاسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوای مظلم تیره مثالی گردد از دوزخ زمین هایل تفته قیاسی گیرد از محشر

💡 گزارش آزادی مطبوعات ۲۰۱۷ شامل رویدادهایی است که ما بین سال‌های ۱ ژانویه ۲۰۱۶ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۶ رخ داده‌است.این مقیاسی است از ۵ (بیشترین آزادی) تا ۹۹ (حداقل آزادی).

💡 کز خلق به خلقت نتوان کرد قیاسی وز خوی و طبیعت نتوان کردن بیزار

💡 اگر به نطق همی حرف و صوت را خواهی زنخ مزن نه قیاسیست این نه برهانیست

💡 مضرت است و منافع شراب را بسیار اگر قیاسی کنی این بدان نمی‌ارزد

💡 از ترازوی ودو کفش تو قیاسی میکن کانکه زر دارد زیر انکه ندارد زبرست

ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز