کلمه «قرون» جمع «قرن» است و به دورههای زمانی طولانی اطلاق میشود. هر قرن معادل صد سال است و این واژه برای تقسیمبندی تاریخ و بیان گذر زمان به کار میرود. در تاریخنگاری و متون علمی، قرون نشاندهنده سلسلهها یا دورههای مشخص تاریخی است. همچنین، اصطلاح «قرون متمادی» برای بیان طولانی بودن زمان استفاده میشود. این واژه در ادبیات و متون رسمی برای اشاره به تغییرات و تحولات طولانیمدت تاریخی کاربرد دارد. بنابراین، قرون نمایانگر بازههای صدساله و گذر زمان در تاریخ و زندگی انسانهاست.
قرون
لغت نامه دهخدا
قرون. [ ق َ ] ( ع ص ) ستور زود خوی کننده و سم پای بر جای دست نهنده. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || شتر که هر دو زانو به هم نهد وقت فروخفتن. || ناقه ای که دو پستان پیش و دو پستان پس را به هم نزدیک آرد. || ( اِ ) نَفْس. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( ص ) شتر ماده ای که شیر گرد آرد در پستان میان دو دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || دو خرما را با هم جمعکننده، یا دو لقمه فراهم کننده در خوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || من الابل، التی تجتمع بین محلبین فی حلبة. ( اقرب الموارد ).
قرون.[ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قَرْن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(قُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ قرن.
فرهنگ عمید
= قَرْن
فرهنگ فارسی
جمع قرن
( اسم ) جمع قرن.یا قرون خالیه. قرنهای گذشته.
ستور زود خوی کننده و سم پای بر جای دست نهنده.
ویکی واژه
جِ قرن.