عاجی

لغت نامه دهخدا

عاجی. ( ص نسبی ) چیزی که از عاج ساخته شده باشد. ( آنندراج ). چیزها که از عاج سازند. رجوع به عاج شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن چه که از عاج ساخته شده عاجین.

فرهنگستان زبان و ادب

{dentinal} [پزشکی-دندان پزشکی] مربوط به عاج

دانشنامه عمومی

عاجی رنگی است مایل به سفید که شبیه عاج فیل است، ماده ای که از دندان و عاج جانوران ( مانند فیل و شیر دریایی ) ساخته می شود. رنگ زرد بسیار کمی دارد.
نخستین استفاده ثبت شده از عاجی به عنوان نام یک رنگ در انگلیسی در سال ۱۳۸۵ بود.
رنگ «عاجی» به عنوان یکی از رنگ های X11 در زمان فرموله شدن آنها در سال ۱۹۸۷ گنجانده شد.
• ارکیده Cymbidium به رنگ عاج سیمبیدیوم عاجی رنگ، گونه ای از ارکیده ها است.
• از واژهٔ عاجی در نام چندین پرنده برای توصیف ویژگی ظاهری آنها استفاده می شود، مانند کاکایی عاجی، پرستوی جنگلی پشت عاجی، پرزبان نوک عاجی، دارکوب نوک عاجی و پیتای سینه عاجی.

جمله سازی با عاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو دندانش مانند عاجین ستون یکی ساقش از سی رش آمد فزون

💡 بر اهن ز چوب و سرو کرده کار کماندسته و گوشه عاجین نگار

💡 منم یک رشته در سلکی جواهر یک شبه با آن چه باشد بر بساطِ ربعِ مسکون مهره عاجی

💡 بعلم و عقل فرو ماندی از همه عجب است این که فیل داری و اسب و پیاده چون شه عاجی

💡 ای جوانبخت که هردم خرد پیر ترا گوید اندر خور تاج زر و تخت عاجی

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز