شفاها
مترادفها
شفاهی، کلامی، زبانی
متضادها
کتبی
لغت نامه دهخدا
( شفاهاً ) شفاهاً. [ ش ِ هََن ْ ]( ع ق ) هر آنچه روبرو گفته شود. ضد کتبی. ( ناظم الاطباء ). بمشافهه. بزبان. لفظاً. حضوراً. زبانی. نه به پیغام. برخلاف پیغام. برخلاف کتباً. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
هر آنچه روبرو گفته شود ضد کتبی بزبان لفظا.
جمله سازی با شفاها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از کف دست تو رنجوران شفاها یافتند آرزو دارم که در پای تو بگذارم جبین
💡 هر چه کتبا یا شفاها نزد وی رفتم و در ناله افتادم چو نی
💡 ادعاهای متعددی مبنی بر معجزه توسط افراد اکثر فرقههای مسیحی وجود داشتهاست، از جمله، اما نه محدود به شفاهای ایمانی و بیرون راندن شیاطین. گزارشهای معجزه به ویژه در کاتولیک رومی و کلیساهای پنطیکاستی یا کاریزماتیک رایج است.